بررسی آموزه انقلاب های زمینه ساز ظهور در روایات شیعه و سنی
... تا انقلاب مهدی
مهدی اخلاقی
امام باقر (ع) می فرمایند: گروهى را مىبينم كه از مشرق قيام كردهاند و حق را طلب مىكنند... تا اينكه خودشان به حكومت برسند و آن حكومت را به كسى مگر به صاحب امرواگذار نمى كنند... بدانيد كه اگر من آن زمان را درك مىكردم خود را در خدمت و اختيار رهبر آن ها قرار مىدادم.
آموزه «انتظار پویا»، در روایات اهل بیت (علیهم السلام) شاگردان این مکتب معرفتی را بیش از پیروان هر مکتب و آیینی دیگر، به فعالیت و تلاش واداشته و می دراد. تلاش برای زمینه سازی ظهور، کوشش برای زندگی بی پیرایه دنیوی، سعی در اصلاحات فرهنگی و اخلاقی و در نهایت قیام و انقلاب در راستای اجرای عدالت و جاری ساختن روح حقیقت در زمانه، از جمله اقداماتی است که جز از پیروان این سرچشمه زلال معرفت الاهی، میسور نمی باشد.
نگرشی که مکتب اهل بیت به شاگردان خود ارزانی می دارد، آدمی را برای یک زندگی اخلاقی، آرمانی و الاهی آماده می سازد. بدون شک کوچکترین فعالیت انسان و زندگی، اگر بدون انگیزه، پشتوانه و رویکرد اعتقادی همراه باشد، راه به جایی نخواهد برد؛ و چه بسا اصلا شکل نمی گیرد.
با این وصف هنگامی که انقلاب های عدالت خواهانه در طول تارخی مورد بررسی قرار می گیرد، مهم ترین واصلی ترین نقطه ای که ذهن را به سوی خود معطوف می کند، انگیزه های و اهداف رهبران، صاحبان و مشعلداران هر قیامی است.
نمی خواهیم در این سطور اهداف و ارزش های انقالب های تاریخ را مورد نقد قرار دهیم، بلکه روی سخن با شکل گیری انگیزه های انقلابی در روح و روان یک جامعه و یا فرهنگ است. هر چند این انگیزه ها و اهداف شاید به دلیل نگرش های سطحی انگارانه، مادی گرایانه، شیطان پرستانه و یا هر دلیل دیگری محکوم به شکست باشد، اما آنچه گروه های مختلف مردم را با این قیام همراه می سازد، شعارهای ظاهرسازی شده عدالت خواهانه صاحبان انقلاب است.
در تفکر اسلام شیعی و در آموزه های ناب و اصیل این مکتب، هماره ظلم ستیزی و عدلم رفتار مسالمت آمیز در برابر ظالم، از اصول بوده است. این امر تا بدانجا پیش می رودکه این حوزه فکری حتی در دروان غیبت امام، که رهبری اصلی جامعه بر عهده ایشان است، خواهان توسعه و گسترش روح تفکر دینی و عدالت خواهانه در جامعه است.
همین امر موجب می شود تا زمینه سازی ظهور به یک جنبش چویا و فعال تبدیل شود و تا جایی پیش رود که انقلاب های با محوریت دین و عدالت از درون آن، آشکار شود. بنابراین امروزه می توان از انقلاب اسلامی ایران، به عنوان بزرگ ترین جنبش زمنیه ساز ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) نام برد.
با این توصیف، بررسی ویژگی های این انقلاب و آموزه انتظار در آن، مسیر روشن انقلاب را تا انقلاب حضرت مهدی روشن تر خواهد ساخت.
انقلاب های زمينه ساز در روایات
با مراجعه به رواياتى كه درباره مهدى موعود نقل شده است، در مىيابيم كه يكى از نقاط روشن اشتراك بين اخبارى كه اهل سنت و اهل بيت نقل كردهاند، وجود يك حركت انقلابى زمينه ساز براى ظهور مهدى موعود مىباشد، حركتى كه از ايران به راه خواهد افتاد. چنين اتفاق نظرى، بى آنكه مخالفى داشته باشد، دليل روشنى بر صحت اخبار و دست كم صحت مضمون مشترك بين آنها می باشد.
در اينجا نمونههايى از اين احاديثشريفه را از مداركى كه در نزد شيعه و سنى معتبرند، نقل مىكنيم:
1. ابن ماجه، ترمذى و بيهقى در كتاب سنن خود، طبرانى در معجم وسيط، قرطبى در تذكره خود، ابن كثير در فتن خود، هيثمى در مجمع الزوائد، سيوطى در حاوى، ابنحجر در قول المختصر و در الصواعق المحرقه، متقى هندى در كنزالعمال و در البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان. و... از رسول خدا(ص) روايت كردهاند كه فرمود: مردمى از مشرق خروج مىكنند و زمينه حكومت مهدى را فراهم مىآورند.
همچنين در روايات ديگر تصريح شده است كه چنين مردمى اهل خراسان، يا قم يا طالقان مىباشند و همه اين ها به ايران امروزى اشاره دارد.(1)
2. ابو داود و نسائى كتاب سنن خود و ابنالمنادى در ملاحم، قرطبى در تذكره خود، ابن كثير در فتن خود و حميدى در الجمع بين الصحيحين و بسيارى ديگر با سند صحيح از امام على(ع) از رسول خدا(ص) نقل كردهاند كه فرمود: مردى از ماوراء النهر قيام مىكند كه به او حارث ابن حراث مىگويند و در پيشاپيش او مردى است كه به او منصور گفته مىشود و زمينه را براى آل محمد فراهم مىسازد؛ همان طور كه قريش زمينه را براى رسول خدا (ص) فراهم نمود و يارى او بر هر مومنى واجب است، (يا فرمود: اجابت و پاسخ مثبتبه او بر هر مومنى واجب است).(2)
نام هايى كه در روايت فوق، به آن اشاره شده است، رمزى مىباشد، همانطور كه در بسيارى از اخبار ملاحم نيز چنين است و مراد از آن يا فرد خبير است، يا كسى كه عمل مفيد دارد، يعنى كارش به نتيجه مىرسد.
3. خطيب بغدادى و ديلمى از ابن عباس و ابوهريره روايت كردهاند كه هنگامى كه پرچم هاى سياه به اهتزاز درآمدند، به قوم فارس احترام كنيد؛ زيرا دولتشما با آن ها است(3). (در اينجا تعبير «دولت شما» به دولت مهدوى اسلامى اشاره دارد.)
4- ابن حماد ، ابن ابى شيبه، ابن ماجه، عقيلى و هيثم ابن كليب در مسند صحابه، ابن المنادى و حاكم در مستدرك خود، دانى در سنن خود، ابن حبان و ابو نعيم و ابن طلحة الكنجى شافعى و مقدسى و ابنقيم در المنارالمنيف، ذهبى در ميزان الاعتدلال، ابن كثير در فتن، سيوطى در الحاوى و خصائص و جمع الجوامع والدرالمنثور، ابن حجر در صواعق و متقى هندى در البرهان و كنزالعمال و شوكانى در التوضيح، و... از ابن مسعود روايت كردهاند كه به حضور رسول خدا (ص) رسيديم. آن حضرت در حالى به نزد ما تشريففرما شدند كه آثار خوشحالى در چهرهاش نمايان بود، به طورى كه هر سوالى مىكرديم جواب مىدادند و حتى اگر سوال نمىكرديم خود ايشان شروع به صحبت مىكردند.
تا اينكه گروهى از جوانان بنىهاشم كه حسن و حسين(ع) نيز در ميان آنها بودند از آنجا گذشتند، رسول خدا(ص) با ديدن آنها، حسن و حسين را به آغوش كشيد و چشمانش پر از اشك شد. گفتيم: اى رسول خدا(ص) چه چيزى باعث ناراحتى شما شد كه ما را نيز ناراحت نمود. فرمود: ما اهل بيتى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا برگزيد و بعد از من اهل بيت من با سرگردانى و آوارگى رو به رو خواهند شد، تا آنكه گروهى با پرچم هاى سياه از مشرق قيام مىكنند و حق را طلب مىكنند، ولى به آنها داده نمىشود. سپس بار ديگر حق را طلب مىكنند و در راه آن نبرد مىكنند و پيروز مىشوند. پس هر كدام از شما و يا نسل آينده شما آن ها را درك كرد بايد به امام اهل بيت من بپيوندد حتى اگر با سينهخيز رفتن روى برف باشد؛ زيرا آنها پرچم هاى هدايت را به دست مردى از اهل بيت مىدهند... كه او زمين را با عدل و داد پر مىكند، همان گونه كه با جور و ظلم پر شده است.(4)
اين روايت، اشاره دارد به اينكه به حركت درآمدن پرچم ها، قبل از ظهور حضرت مهدى مىباشد و پرچم ها با نام او به حركت درمىآيند و مردم را به سوى او فرا مىخوانند. البته در تعدادى از احاديثى كه حافظان اهل سنت آنها را از حضرت على (ع) و از برخى از امامان ديگر روايت كردهاند، تنها مضمون اين اخبار نقل شده است. همچنين از پيروان و شيعيان آن ها نيز مضمون اين اخبار نقل شده كه در ذيل نمونههايى از آن را ذكر مىكنيم.
5. نعمانى در كتاب الغيبة به سند خود از امام باقر(ع) روايت كرده است كه فرمود: گويا گروهى را مىبينم كه از مشرق قيام كردهاند و حق را طلب مىكنند كه به آنها داده نمىشود و دوباره طلب مىكنند باز هم به آنها داده نمىشود وقتى وضع را چنين ديدند اسلحه به دست گرفته و نبرد مىكنند و دشمنانشان به خواستههاى آنها تن مىدهند، ولى آنها قبول نمىكنند تا اينكه خودشان به حكومت برسند و دولت تشكيل دهند و آن حكومت را به كسى مگر به صاحب شما (يعنى امام زمان (عج») واگذار نمىكنند و كشتههاى آن ها شهيدند. بدانيد كه اگر من آن زمان را درك مىكردم خود را در خدمت و اختيار رهبر آن ها قرار مىدادم.(5)
6. از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: به زودى كوفه از مومنان خالى مىشود و همانطور كه مار در لانه خود به دور خود مىپيچد و نهان مىشود و قدرت تحرك ندارد، علم و دانش نيز در گوشهاى پنهان و محدود مىشود. (يعنى در كوفه علم و دانش منتشر نمىشود و اگر هم وجود داشته باشد، درگوشهاى بى اثر مخفى مىشود.) پس از آن، علم در شهر ديگرى كه به آن قم گفته مىشود، ظاهر مىشود و معدن فضل و علم مىگردد، به طورى كه در روى زمين كسى كه مستضعف در دين باشد و يا دين را نفهمد، باقى نمىماند؛ حتى زن هايى كه در حجله ها و پشت پرده ها هستند؛ و اين زمان ظهور قائم ما خواهد بود و خدا قم و اهل آن را جانشينان حضرت حجت قرار می دهد و اگر چنين نباشد زمين اهل خود را فرو مى برد و در زمين حجتى باقى نمى ماند و علم از آنجا به ساير كشورها و شهرها در شرق و غرب سرازير مى شود و حجت خدا بر مردم كامل مىشود، به طورى كه كسى در زمين نمىماند كه دين و علم به او نرسيده باشد، پس از آن حضرت قائم (عج) ظهور مىكند و سبب انتقام خدا و عذاب او بر چنين بندگان مىشود; زيرا خدا از بندگان انتقام نمىكشد مگر بعد از آنكه آنها حجتخدا را انكار كنند.(6)
7- از امام كاظم(ع) روايتشده است كه فرمود: مردى از اهل قم، مردم را به سوى حق فرا مىخواند و همراهان او مانند آهن و پولاد آبديده هستند كه تندبادها آن ها را نمی لرزاند و از جنگ خسته نمىشوند و نمىترسند و به خدا توكل مىكنند و عاقبت از آن تقواپيشگان است. (7)
8- ابن حماد و ... از حافظان اهل سنت از امام على(ع) روايت كردهاند كه فرمود: پرچم هاى سياه ظاهر مىشوند (يعنى مردمى با پرچمهاى سياه قيام مىكنند) و لشكريان سفيانى شكست خورده و فرار مىكنند. در آن هنگام مردم جهان مهدى را آرزو و طلب مىكنند.(8)
9- سيد ابن طاوس در اقبال از ملاحم بطائنى در حديثى از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: مادامى كه براى فرزندان فلانى حكومت و سلطنت است، امت محمد (ص) هرگز روى آسايش نخواهد ديد، مگر اينكه حكومت آنها منقرض گردد. وقتى حكومت آنها منقرض شد، خداوند براى فرج و آسايش امت محمد (ص) فرج مردى از ما را مىرساند كه مردم را به تقوا راهنمايى مىكند و به هدايت رفتار مىكند و در حكومت خود رشوه نمىگيرد؛ به خدا قسم من او را به نام و نام پدرش مىشناسم؛ پس از آن مردى كه نيرومند و قوى است و كمر باريك و داراى خال در پيشانى و گونهها است، براى برپايى عدالت قيام مىكند و او نگهبان هر چيزى است كه پيش او به وديعه گذاشته شده است و زمين را با عدالت پر مىكند، همان طور كه ستمگران و گناهكاران آن را با جور و ستم پر كرده بودند.(9)
تطبیق ویژگی های خاص انقلاب زمینه ساز
در این قسمت می توانیم ویژگی هایی که برای انقلاب یا انقلاب های زمینه ساز پیش از ظهور، در روایات پیشین بیان شده است را در قالب موضوعات مختلف، شماره گذاری کرد:
1. آغاز قیام از شرق
اين حركت از مشرق زمين آغاز مىشود، که در بسیار از احادیث، برخی مفسران حدیث، این شرق را بر ایران منطبق دانسته اند. بحث و گفتگو در این باره خود مجال گسترده ای را می طلبد.
2. نسب رهبران حركت
همان گونه كه از نص احاديث شريفهاى كه نمونههايى از آن ذكر شد، و رواياتى كه از كتب اهل سنت نقل شده است، (خصوصا روايتهاى سوم و هفتم) روشن مىشود كه قيام كنندگان اين حركت، گروهى از شيعيان اهل بيت هستند و رهبر اين حركت (كه زمينه را براى آل محمد فراهم مىكند) مردى از اهل بيت است، (چنانكه در حديث دوازدهم آمده بود).
3. مشخصات رهبر حركت
با توجه به آنچه گفته شد، رهبر اين حركت مردى از قم است كه مردم را به سوى حق فرامىخواند، به تقوا راهنمايى مىكند، رفتار هدايتشده دارد و در حكومتخود رشوه نمىگيرد.
4. سيماى زمينهسازان حركت
با توجه به مجموعه احاديثشريفى كه در اين باره ذكر شد، بر پا كنندگان اين نهضت در طلب حق و پيشمرگ شدن براى برقرارى و پايدارى آن اصرار بسيار دارند و به جهت توكل كامل به خداى تبارك و تعالى و داشتن تقوا، شايسته مقامى شدهاند كه آينده وعاقبت براى آنان است؛ بنابراين به پيروزى نهايى مىرسند.
اما آنچه كه درباره ويژگي هاى مرد خراسانى كه با پرچم سياه قيام مىكند... وارد شده، به رهبران اين نهضت بعد از رهبر بزرگ آن كه مرد قمى است، و به حركت هاى آن ها كه در مراحل بعدى اين انقلاب انجام مىدهند، مربوط مىشود و تكرار جمله طلب حق (يطلبون الحق) در احاديث شريفى كه از روند و گسترش اين حركت زمينه ساز خبر مىدهند، به آن اشاره دارد. در این میان روشن است حركتى كه مىخواهد زمينه را براى انقلاب بزرگ جهانى، مثل انقلاب مهدوى فراهم كند، نياز به فرصتى دارد تا با اين هدف بسيار بزرگ متناسب باشد.
5. پايان يافتن استضعاف آيين اهل بيت (ع)
آنچه كه از احاديثشريفه استفاده مىشود، اين است كه اين حركت همراه با تحرك علمى است كه راه و رسم اهل بيت را به سوى يك حركت جهادى تبليغ مىكند و اين امر نه تنها طبيعى است بلكه براى انقلاب بزرگ جهانى كه داراى پايه و هدف هاى اعتقادى است، ضرورت دارد. انقلابى كه از راه و روش اهل بيتسرچشمه گرفته است؛ زيرا (طبق حديثى كه ذكر شد) رسول خدا تصريح كرده كه مهدى (عج) از آن ها است و ظهور او (قبل از او ظهور زمينهسازان ظهور او) به استضعاف اهل بيت و راه و رسم آنها پايان مىبخشد. همان طور كه در احاديث به آن اشاره شده است، شروع اين حركت پس از انتقال مركز نشر علوم اهل بيت از كوفه به شهر قم در ايران خواهد بود و شهر قم مركز نشر و پخش اين علوم به همه كره خاكى خواهد شد.
پی نوشت ها
1. رجوع شود به تفصيلات مصادر كتاب معجم احاديث امام مهدى، جلد 1، ص 387.
2. معجم احاديث امام مهدى، جلد 1، ص 394 به بعد.
3. همان، ص 393.
4. همان، ص 381- 386.
5. الغيب للنعمانى، باب 14، حديث 5، ص273.
6. بحارالانوار، ج60، ص 213 و سفينة البحار، ج2، ص 455 و منتخب الاثر ص 443.
7. سفينةالبحار، ج 2، ص 446.
8. معجم احاديث الامام المهدى، ج3، ص 77.
9. اقبال الاعمال، ص 599- 600 و اثبات الهداة ج 3، ص 581- 582.