زندگی با ـ برای ـ عليه طبيعت

آينده‌اي که غرب روايت مي‌کند...

::نوشته‌هاي آينده ‌پژوهشي::7

قضاوت پرتقالي

::نوشته‌هاي آينده‌پژوهشي::5

اندر باب هدف

دولت و زمينه‌سازي

::تأملاتی در آینده پژوهی:: 3

مثلث انسانی

تأملاتی در آینده پژوهی

زمان و هویت

:: نوشته‌هاي آينده‌پژوهی:: 13

ريل قطار من

::نوشته‌هاي آينده‌پژوهشي::6

سه‌‌گانه مقصد، هدف، راه

::نوشته‌هاي آينده‌پژوهشي::8

اخلاق، سياست، آينده

::نوشته‌هاي آينده‌پژوهشي:: 10

امام‌زمان و زندگی امروز ما

کتاب را بايد خورد

زن را چه به مهدويت!

امام عصر آخرين ميراث دار طبعيت و زمين

حذف اسراف يعني همان اصلاح الگوي مصرف اسلامي

::وبلاگ نویسان اعتراف می کننند::

چه بر سر زمین سبز می آورید؟

الگوي صحيح مصرف در جامعه منتظر

::سرمقاله::

کمی حرف خودمان را می زنیم!

::سرمقاله::

اگر بیایی، نمی توانی روی ما حساب کنی!

پیامدهای اصلاح الگوی مصرف در جشنواره های مهدوی

نگاهي به 77روز تعطيلي سال 88 و لزوم اصلاح الگوي مصرف در زمان رسمي كار

:: نوشته‌هاي آينده‌پژوهشي:: 11

منشاء اعتقاد ما به آينده

به بهانه 8 مارس روز جهانی زن

جایگاه زنان در مقوله انتظار و مهدویت

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل

زندگی با ـ برای ـ عليه طبيعت

یاسر آیین

بر اساس آموزه‌هاي اسلامي، انسان نه در طرح طبيعت گرفتار است و مجبور به سازگاري بي‌چون‌وچرا با نظم حاکم بر اوست و نه آنکه به مثابه مالک آن، مختار است که بي‌محابا به تخريب و تغيير آن بپردازد. به عبارت دیگر، آدمی نه باید خود را برای طبیعت هزینه کند و نه شایسته است که طبیعت را برای خود قربانی کند. در حقيقت، طبيعت براي انسان بستري است که براساس اجازه خداوند، او مي‌تواند به تصرف در آن بپردازد و از اين راه به سوي هدفي که براي او درنظرگرفته شده، حرکت کند.
ما در بستر طبيعت متولد مي‌شويم، بزرگ‌ مي‌شويم و زندگي‌مي کنيم اما کمتر فرصت مي‌کنيم که درباره آن فکر کنيم. شايد از آن جهت که زندگي ما و طبيعت به شکل باورنکردني به يکديگر گره خورده است، مطالعه بر روي طبيعت و رابطه‌اي که ما با آن برقرار مي‌کنيم، تنها به زيست‌شناسان، فيزيکدانان و بوم‌شناسان محدود شده است و عموم انسان‌ها از اين عرصه برکنار هستند.

ما گمان مي‌کنيم که وقتي از طبيعت صحبت مي‌شود، تنها درختان، جنگل‌ها، دريا‌ها، کوه‌ها و آسمان و زمين موردنظر هستند، حال آنکه دوردست‌تر و نزديک‌تر از اينها را از نظر دور داشته‌ايم. بالاتر از آسماني که ما بر سر خود مي‌بينيم، آسمان‌هاي بسيار ديگري وجود دارند و زميني که ما آن را بسياربسيار بزرگ فرض مي‌کنيم، در مقايسه با ساير اجسام سماوي که تاکنون تلسکوپ‌ها، دوربين‌ها و محاسبات انسان رصد کرده است، بسيار بيش از آنچه فکر ‌کنيم ناچيز است.

در سوي ديگر ما تنها ذراتي که به چشم‌هايمان مي‌آيند را به عنوان اجزاء کوچک طبيعت درنظر مي‌گيريم اما ديرزماني نيست که تلاش‌هاي علمي بشر ذرات به‌غايت ريزي را کشف کرده است که اندازه آنها در مقايسه با کوچکترين اشيايي که ما مي‌بينيم، همچون اندازه زمين نسبت به کهکشان‌ها و مجموعه آسمان‌هايي است که آن را احاطه کرده اند.

نکته ديگر آنکه ما در ذهن خود پيوند بسيار نزديکي ميان ماده و طبيعت ايجاد کرده‌ايم و گويي طبيعت را مجموعه‌اي پيچيده و متنوع از ماده مي‌دانيم. اين باور ذهني ما نيز توسط گزاره‌اي علمي که به‌تازگي فراروي آدمي قرار گرفته زير سوال مي‌رود و افق‌هاي تازه‌اي پيش روي ما گشوده مي‌شود: کمتر از دو درصد جهان را ماده سازمان‌يافته شناخته‌شده تشکيل مي‌دهد!

با اين اوصاف يکي از کانوني‌ترين مباحثي که درباره طبيعت مطرح شده و بستگي بسيار زيادي به نگاه ما به طبيعت دارد، نوع رابطه‌ ما و طبيعت است که هر يک از دو نگاه سنتي و مدرن، نوع خاصي از از رابطه انسان و طبيعت را درنظر گرفته و بر اساس آن پيش‌ رفته‌اند.

در نگاه سنتي که ردپاي آن را در انديشه‌ها و مکاتب فکري مشرق‌زمين مي‌توان جستجو کرد، قرابت نزديکي ميان انسان و طبيعت لحاظ شده است. اين نزديکي، هم در منشاء وجود انسان و طبيعت به چشم مي‌خورد و هم در نوع رابطه‌اي که انسان با طبيعت برقرار مي‌کند، دنبال مي‌شود. مطالعه اسطوره‌ها و باورهاي مربوط به آفرينش جهان و انسان در متون و انديشه‌هاي کهن شرقي، روشن‌ مي‌سازد که در نگاه انسان سنتي مرز مشخصي ميان انسان و طبيعت که هر دو مولود خدايان به شمار مي‌روند وجود ندارد. در سنت هندويي و بنا بر متن مقدس ريگ‌ودا، آسمان و زمين پدر و مادر همه آفريدگان هستند و از اين رو والدين انسان نيز به شمار مي‌روند. در اين تفسير، ماده اوليه جهان پوروشه نام گرفته و تمام عالم را پوشانده است؛ يک‌چهارم آن بر زمين، طبيعت و محتويان آن و باقي آن شامل موجودات آسماني است. از هموست که ويراج به عنوان همسر زاده مي‌شود و خدايان او را به عنوان قرباني مي‌پذيرند تا جهان از اين قرباني به‌وجود آيد. طبقات انساني از دهان، بازو، ران‌ها و پاهاي او به‌وجود مي‌آيد و ماه از ذهن، خورشيد از چشم، هوا از ناف، آسمان از سر و زمين از پاهاي ويراج به وجود مي‌آيند. 

در اوپانيشادها که يکي ديگر از متون سنتي هندو به شمار مي‌رود، آغاز همه‌چيز به يک نفس بازمي‌گردد؛ همه چيز از نفس، به وجود آمد، نفسي به شکل انسان. او خود به بزرگي يک زن و يک مرد که يکديگر را در آغوش گرفته باشند، بود. پس او سبب شد تا آن خود (وجودش) به دو تکه تقسيم شود و بدين‌سان زن و شوهري پديد آمد. آن زن و شوهر ازدواج کردند و بدين‌سان انسان‌ها هستي يافتند. زن براي پنهان داشتن خويش از مرد به شکل ماده‌ گاوي درآمد، مرد نره گاو شد و با او جفت شد و از آنها گاوان پديد آمدند؛ به همين ترتيب به شکل جانوران ديگر تا مورچه درامدند و همه جانوران را ساختند. 

در آموزه‌هاي زردشتي و سنت مزدايي نيز ماجرا به همين ترتيب است و آدمي در آفرينش خود پيوندي نزديک با طبيعت دارد. در دين مزدايي انسان افريده خداست و پس از آسمان، آب، زمين، گياه و گوسفند، از صورت مثالي به صورت مادي درآمد. اين ششمين آفريده، گيومرت بود که روشن چون خورشيد و پهنايش به اندازه بلنديش بود. از نطفه اوست که نخستين زوج به‌وجود آمدند و نوع انساني از آنها حاصل آمد. بنا بر متون پهلوي، نطفه گيومرت، پس از کشته‌شدن به خورشيد برده و در آنجا تطهير شد، سپس اين نطفه در زمين نهاده شد و از آن پاسداري به عمل آمد تا آنکه چهل سال بعد، تبديل به خواهر و برادري گرديد که همچون گياه از آن روييدند و آن گياه ريواس بود. 

در کنار اين آموزه‌ها، مي‌توان به رابطه‌اي که انسان با خدا در مسيحيت دارد، اشاره کرد. در اينجا نيز مشاهده مي‌شود که انسان در حيات مادي خود پدري يافته است که او همان خداست و از اين رو پيوند ميان خدا، انسان و طبيعت که در نگاه سنتي وجود داشت، در اينجا نيز حضور مي‌يابد. 

به‌طورکلي مي‌توان گفت اين انديشه سنتي که مي‌گويد مرز مشخصي ميان انسان و طبيعت وجود ندارد، باعث شد تا انديشه ديگري به‌وجود آيد که معتقد است آدمي از آنجا که رابطه‌اي بنيادين با طبيعت دارد، مي‌بايست به او تشبه جويد و مانند او باشد. تشبه به طبيعت در واقع تلاش انسان سنتي براي حفظ حالت ايده‌آلي است که در او وجود داشته و او به جهت استمرار آن وضعيت، مي‌بايد تمام همت خود را در مسير هماهنگي و يکساني با طبيعت بسيج کند. 

در سوي مقابل نگاه مدرن به طبيعت، نه يک رابطه خويشاوندي و هم‌جنسي که يک رابطه تقابلي است. در واقع انسان مدرن زماني اعلام موجوديت کرد که از هم‌آهنگي با طبيعت و سرسپردن به نظمي که در آن موج مي‌زد، سر باز زد. نخستين متوني که در آستانه عصر جديد به رشته تحرير درآمد، درصدد بودند تا به تأسي از متون کهن خود، انسان را موجودي معرفي کنند که مي‌بايست بر طبيعت تسلط يابد و با غلبه بر آن به سروري برسد. 

<آتلانتيس نوين> به عنوان وصيت‌نامه فلسفي مردي که قرن‌ها بعد، پدر علم مدرن نام گرفت، روايتي ديگر از رابطه انسان و طبيعت به‌دست مي‌دهد. در شهر آرماني فرانسيس بيکن که بينسلم نام دارد، صحبت از حاکميت انسان بر طبيعتي است که تابع نيازها و اميال انساني محسوب مي‌شود. چشم اين سرزمين و مرکز حساس آن، مدرسه‌اي است که کارش پژوهش‌هاي علمي و فني بوده و خانه سليمان نام دارد. هدف خانه سليمان شناخت علل و حرکت پنهان چيزها و پيش راندن حدود امپراطوري انسان به منظور تحقق بخشيدن به هر امر ممکن است. 

مقصود پدر علم مدرن از خانه سليمان، سلطه کامل بر طبيعت است. اين خانه نخست رو به نور دارد و درصدد شناخت علت‌ها و معلول‌هاست و از اين رو به تقليد از طبيعت روي مي‌اورد. البته بايد توجه داشت که اين تقليد از طبيعت به معناي تشبه جستن به آن و هم‌آهنگي با آن، چنانکه در نگاه سنتي بدان اشاره شد، نيست. تقليد از طبيعت، فرآيندي است که ادعاي دوباره‌سازي، نوسازي و در درازمدت جايگزيني طبيعت را دارد. در حقيقت رابطه انسان مدرن با طبيعت بر محور شناخت، تغيير و سلطه بر آن شکل مي‌گيرد. از اين رو، او مي‌خواهد که نظم موجود در طبيعت را شناسايي کرده و سپس با دراختيارداشتن قوانين حاکم بر آن، طبيعت را آنگونه که خود مي‌خواهد ـ و نه آنچنان که بوده ـ به کار اندازد. 

آنچه انسان مدرن را به تسلط بر طبيعت کشانده، برخاسته از ترسيمي است که او از پيدايي خود و طبيعت در دست دارد. نخستين فصول تورات اينچنين روايت مي‌کند که خداوند پس از خلقت گياهان و جانوران و در ششمين روز خلقت، انسان را به صورت خود آفريد تا بر خلقت جانوري حکومت کند و از انها براي خود استفاده کند. گويي همين فقرات، باعث شدند تا انسان، ميان خود و طبيعت فاصله‌اي پرنشدني ببيند و به آن تنها به عنوان منبعي پايان‌ناپذير براي برآوردن نيازها و آرزوهاي خود نگاه کند. بعيد نيست که همين طرز فکر، دست‌مايه حرکت سهم‌ناکي شده باشد که از چند قرن پيش آدمي در جهان به‌وجود آورده و امروزه در متن بحران زيست‌محيطي که خود باعث آن شده دست و پا مي‌زند. 

در کنار روايت سنتي و مدرن، مي‌توان به نگاه سومي اشاره کرد که وراي اين دو نگاه به تبيين رابطه انسان و طبيعت پرداخته است. آنچه آموزه‌هاي اسلامي پيش روي انسان قرار مي‌دهد، ترسيمي متفاوت از انگاره‌هاي سنتي و مدرن است. در نگاه اسلامي، انسان و طبيعت هر دو حاصل خالقيت خداي يکتا هستند و اگر چه رابطه بنيادين انسان به همين خالقيت بازمي‌گردد، اما طبيعت به عنوان بستري براي زندگي انسان و مجموعه‌اي از موجودات که به تسبيح و تقديس پروردگار مشغولند، شايسته احترام است. طبيعت بر اساس متن قرآن متعلق به خداست و نيازهاي انسان را برآورده مي‌سازد و در تسخير او قرار گرفته است. همين امر سبب مي‌شود که تصرف و تسلط انسان بر طبيعت متناسب با روشي باشد که خداوند به عنوان مالک انسان و طبيعت پيش پاي او قرار داده است. 

بر اساس آموزه‌هاي اسلامي، انسان نه در طرح طبيعت گرفتار است و مجبور به سازگاري بي‌چون‌وچرا با نظم حاکم بر اوست و نه آنکه به مثابه مالک آن، مختار است که بي‌محابا به تخريب و تغيير آن بپردازد. به عبارت دیگر، آدمی نه باید خود را برای طبیعت هزینه کند و نه شایسته است که طبیعت را برای خود قربانی کند. در حقيقت، طبيعت براي انسان بستري است که براساس اجازه خداوند، او مي‌تواند به تصرف در آن بپردازد و از اين راه به سوي هدفي که براي او درنظرگرفته شده، حرکت کند.

• در اين نوشتار از کتاب کرانه‌هاي هستي انسان در پنج افق مقدس، نوشته دکتر مسعود جلالي مقدم و نيز کتاب آرمان‌شهر در تاريخ انديشه غرب، نوشته فردريک روويون استفاده شده است.
کد مطلب : 187

پی آمدهای نادیده گرفتن الگوی مصرف

اسماعیل حوری

پی آمدهای نادیده گرفتن الگوی مصرف
اسراف ناپسند است و در اسلام هم نکوهش شده، اما زمانی برای حذف این ویژگی تشویق می شویم که به ضرورت آن پی ببریم و میسر نخواهد شد تا هنگامی که میزان ناپسندی اسراف ...

نگاهي به 77روز تعطيلي سال 88 و لزوم اصلاح الگوي مصرف در زمان رسمي كار

ژيلا علي‌نيا

نگاهي به 77روز تعطيلي سال 88 و لزوم اصلاح الگوي مصرف در زمان رسمي كار
عدد سال 88 را اگر برعكس بنويسيم مي شود 77 و اين يعني همين تعداد تعطيلي در سال جديد، يعني بيش از 2ماه و نيم تعطيلي در يكسال و به تعبير ديگر بيش از 25 درصد از سال را ...

الگوي صحيح مصرف در جامعه منتظر

محمد آقایی پر

الگوي صحيح مصرف در جامعه منتظر
اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و ...

زندگی با ـ برای ـ عليه طبيعت

یاسر آیین

زندگی با ـ برای ـ عليه طبيعت
بر اساس آموزه‌هاي اسلامي، انسان نه در طرح طبيعت گرفتار است و مجبور به سازگاري بي‌چون‌وچرا با نظم حاکم بر اوست و نه آنکه به مثابه مالک آن، مختار است که بي‌محابا ...

امام عصر آخرين ميراث دار طبعيت و زمين

محمد آقایی پر

امام عصر آخرين ميراث دار طبعيت و زمين
خداوند در آيه 105 سوره انبياء در قرآن كريم تصريح كرده است كه "در زبور پس از تورات نوشتيم زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد" در اين تصريح خداوند، چندين ...

رعایت اصول میانه روی در مصرف

زهرا رضاييان

رعایت اصول میانه روی در مصرف
در اين مقاله نويسنده کوشیده نگاهي گذرا به لزوم رعايت اعتدال و دوري از اسراف و بخل داشته باشد و الگوی مصرف را از منظر آموزه های اسلامی بررسی کند.