نوجوان بهتر از کودک، مفهوم انتظار را درک می کند
حسین نامدار
محمد مخلصی، مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قم است. وی پیش از این مدیر کانون اصفهان بوده و به تازگی به قم آمده است. در گفت و گوی صمیمانه ای که با وی داشتیم، درباره وضعیت نشریه ملیکا و انتظار نوجوان پرسیدم و ایشان از دشواری کار هنری و ادبی برای کودکان و نوجوانان گفت و از این که مفهوم انتظار، مفهومی سنگین است و باید با شیوه های گوناگون آن را بیان کرد.
انتظار نوجوان و ملیکا، نشریه ای وزین است
عوامل دو نشریه انتظار نوجوان و ملیکا خوب دارند کار میکنند و حقیقتاً باید گفت که مطالب این دو نشریه در مجموع منحصر به فرد بوده است و نشانه تلاش و خلاقیت آنان دارد. این نشریه را باید نشریهای وزین دانست، چرا که موضوعی خاص و ارزشمند را دستمایه کار خود قرار داده است، موضوعی که پرداختن به برای مخاطبان کودک و نوجوان، دشواریهای خاص خودش را دارد. مخاطبان این دو نشریه به دلیل سنشان و این که هر دم در حال رشد جسمی و فکری هستند، شرایطی را برای عوامل این دو نشریه پدید آورده که باید هر دم مراقب باشند و همواره بر تعداد مخاطبانشان بیفزایند.
بچهها دارای تفکرات عینی و شهودی هستند
در حوزه کودک باید حسن دینی را به مخاطبمان القا کنیم. بچهها دارای تفکرات عینی و شهودی هستند، ولی در حوزه نوجوان، دست بازتر است، چرا که نوجوان نکتههایی را میداند و دانستن این نکتهها به نویسندگان نشریه و سیاستگذاران آن کمک میکند. به همین دلیل برای نوجوانان راحتتر میشود از مهدویت گفت و اندیشه مهدویت را برای آنان گشود و سعی کرد بهتر با این اندیشه آشنا شوند و از آن بهره ببرند.
ملیکا و انتظار نوجوان، دل مخاطبان را به دست آورند
نشریه با جذابیت بصریی که دارد و از زبان هنر و ادبیات بهره گرفته، خیلی راحت میتواند دل کودکان و نوجوانان را بهدست آورد و آنان را سرگرم کند و به آنها نکتههای دینی ارزندهای بیاموزد. تنوع قالبها هم کمک بسیاری به مخاطبان میکند. به کمک این تنوعها میتوان زمینه تفکر را در آنان فراهم آورد، به گونهای که فرصت یابند، حتی برای چند دقیقه به این آموزه توجه کنند و با آن ارتباط سازنده و مستمری برقرار سازند.
بیان مفهوم انتظار، با شیوه های گوناگون
مفهوم انتظار، به دلیل سنگینی خاصی که دارد، باید با شیوههای مناسب مطرح شود. همانطور که میدانیم برای بیان این مفهوم باید به مفاهیمی چون امامت و ولایت نیز توجه داشته باشیم. به یاری این دو مفهوم و مفاهیم دیگر میتوان، آرام آرام، مفهوم مورد نظرمان را که انتظار است، مطرح کنیم. پس از آن میتوانیم به راحتی و باز رفتهرفته، موضوع غیبت و چگونگی آن و علت آن پرداخت و اینگونه ذهن را برای دریافت مفاهیم و موضوعهای دیگر آماده کرد.
میشود مفهوم انتظار را برای کودک تبیین کرد
در حوزه کودک دیگر نمیتوان از مفاهیمی چون امامت و ولایت استفاده کرد و آنها را به یاری بیان این مفاهیم با مفهوم انتظار آشنا کرد، بلکه باید به سطحهای پایینتر توجه کرد. مثلاً از انتظار برای آمدن پدر، از انتظار برای خرید هدیه، از انتظار برای رفتن به مدرسه استفاده کرد تا مفهوم انتظار را دریابند، سپس از منتظر بودن برای امامی گفت که میآید تا شادی را به ارمغان آورد. راحت میشود این مفهوم را برای کودک تبیین کرد.
راحت میشود از مهدویت برای بزرگسالان گفت
نباید از یاد برد که کار، کار سختی است. خیلی راحت میشود از مهدویت برای بزرگسالان گفت، ولی وقتی در برابر بچهها قرار میگیرید، با توجه به ابزارهای گوناگونی که وجود دارد، نمیشود به سرعت کاری ارایه داد. باید برای ارایه کاری، ساعتها اندیشید و بهترین زبان و قالب را برگزید، سپس وارد عمل شد و اثری متناسب با کودکان و نوجوانان خلق کرد، اثری که پیام را منتقل کند و مخاطب را درگیر کند و ارتباطی مستمر پدید آورد.
موضوع مهدویت، تقدس خاصی دارد
موضوع مهدویت، تقدس خاصی دارد و نمیشود بدون برنامه و اندیشه به آن پرداخت و درباره آن مطلب نوشت و نقاشی کشید و طرحی زد و کاری کرد. در موارد دیگر به راحتی میتوان از خیال بهره گرفت، ولی هرکس به مفهوم انتظار که میرسد، دیگر نمیتواند هرگونه که خواست از تخیل سود ببرد و با خیال بازی کند و چیزی بنویسد و بکشد که دلش میخواهد. اینجاست که باید با ظرافت و دقت دو چندان وارد شد و عجله نکرد و کاری پدید آورد که ارزشمند و اثرگذار باشد و در جهت آموزههای دینی باشد.
ملیکا و انتظار نوجوان از عنصر خیال بهره برده است
نشریه ملیکا و انتظار نوجوان تا حدود زیادی توانستهاند، از خیال به نحو ارزشمندی بهره ببرند، به گونهای که آثار خلاقانهاند. امیدوارم با توجه به این تلاشهای فراوان که میشود این دو نشریه در سراسر کشور جایی برای خود باز کنند و به دست همه علاقهمندان برسد و همه خانوادهها از آن بهره ببرند. همانطور که میدانید، وقتی نشریه دست کودک یا نوجوانی برسد، خواهناخواه خانواده با آن نشریه آشنا میشوند و از آن به طور ناخواسته استفاده میکنند. از این جهت میتوان گفت، نشریههای اینچنینی، از چند سو به افراد سود میرسانند.
با انتشار نشریات مهدوی، خانواده ها را با مهدویت آشنا کنیم
باید این نشریات دینی، به خصوص نشریههایی چون ملیکا و انتظار نوجوان وضعیتی را پدید آورد که خانوادهها هم با مبحث انتظار آشنا شوند و آشنایی آنها، به کودکان و نوجوانشان کمک کند تا همه با هم به سمت شناخت مهدویت پیش بروند و زمینه برای معرفی مهدویت به نسلهای آینده فراهم شود. باید نیاز را در خانواده ایجاد کرد. هرگاه نیاز به شناخت مسائل دینی در خانواده نهادینه شود، می توان امیدوار بود که زمینه برای دریافت کامل آموزههای دینی، به ویژه مهدوی، فراهم شده است. باید یک نوع عطش برای شناخت مهدویت ایجاد شود. با توجه به شناختی که از مهدویت و علاقهای که به دین داریم، میتوانیم این عطش را به شکل فراگیر پدید آوریم. با شکلگیری این عطش میتوان زمینه را برای حکومت جهانی حضرت فراهم آوریم و جامعهای سالم برای مردم جهان ایجاد شود.
نوجوان بهتر از کودک، مفهوم انتظار را درک می کند
برای نوجوانان نباید تنها به یاری احساس از مهدویت یاد کرد، بلکه میتوان با ظرافت و دقت لازم به شکلی منطقی با آنان از انتظار گفت، چرا که نوجوان در مرحله خاصی به سر میبرد و بهتر از کودک میتواند مفاهیمی چون انتظار را درک کند و با آن ارتباط برقرار کند. آن طور که من از دوستانم شنیدم، فهمیدم افراد صاحب نظری در این مجموعه فعالیت دارند و قطعاً این افراد میتوانند سمت و سوی خوبی به بچهها بدهند و بستر مناسبی برای شناخت هرچه بهتر مفهوم انتظار را فراهم آورند.
ملیکا و انتظار نوجوان به حوصله مخاطب احترام گذاشته است
به نظر من، در این دو نشریه، به حوصله مخاطب احترام گذاشته شده است. مطالب طولانی نیست و انتخاب واژهها در اکثر مطالب، درست و بهجاست. حتی جذابیت بصری این دو نشریه را باید به دریافت مخاطب از انتظار، جدی دانست، چرا که این نشریه بدون طراحی و تصویرسازی نمیتواند کار چندانی از پیش ببرد. به یاری متن خوب و طرح گیرا، میتواند علاه در خواننده ایجاد کرد تا با حوصله و دقت و علاقه مجله را دست بگیرد و مطالعه و تماشای آن بپردازد.
مواظب باشیم مخاطب دلزده نشود
شما نمیتوانید از رنگها و طراحیای که در ملیکا استفاده میکنید در انتظار نوجوان استفاده کنید، چرا که نوجوان از آن سن گذشته و دوست ندارد فضایی چون ملیکا برای او به تصویر کشیده شود. باید این نکتهها در همه نشریهها در نظر گرفته شود. البته در نشریه ملیکا و انتظار نوجوان بنده چندان با این مورد روبهرو نشدم، ولی ممکن است به دلیل حجم کار و گستردگی آن، طرح یا نوشتهای از زیردست رد و منتشر شود و اگر زیاد از این موارد پیش بیاید، ممکن است، مخاطب دلزده شود.
در اسلام و آموزه مهدویت، مسجد جایگاه ویژهای دارد
گاه بعضی از مطالب این دو نشریه، خارج از موضوع است که به چشم میآید. البته باز هم مرتبط است. برای نمونه من دیدم شما مسجد هامبورگ را معرفی کردید. در حالی که نشریه مهدوی است، ولی از مسجدی در آلمان نام برده شده است. به ظاهر ارتباطی ندارد، ولی به باطن ماجرا که توجه میکنید، در مییابید در اسلام و آموزه مهدویت، مسجد جایگاه ویژهای دارد و بالاخره نوجوانان ما باید با شرایط مسلمانان در دیگر نقاط جهان آشنا شوند و بدانند مساجد در کشورهای دیگر به چه شکلی است و چه برنامههایی در این مساجد برگزار میشود. این تنوع هم ایجاد میکند که خیلی مهم است.
از یاد نبریم که یکسانی موضوع باعث خستگی مخاطب، به خصوص مخاصب کمحوصلهای چون کودکان و نوجوانان میشود. از این نظر مطلوب است که به موضوعهایی غیر از مهدویت پرداخته شود.
ضروروت آشنایی کودکان و نوجوانان با وبلاگ های دینی
معرفی سایتها و وبلاگهای مناسب برای بچهها، کاری است که باید به طور جدی به آن پرداخت. نسل امروز بیش از نسل دیروز با اینترنت آشناست و از آن بهره میبرد. این بهرهمندی به مروز زمان زیاد هم میشود. از این رو، باید بستری برای آشنایی با وبلاگها و سایتهای خوب فراهم آید تا کودکان و نوجوانی که دسترسی به اینترنت دارند، از این وبلاگها سود ببرند.
توجه مهدی یاوران به حوزههای دیداری و شنیداری
مجموعههای مهدویی که در هر استانی وجود دارد، توانسته فضایی را برای مردم، در حد توانشان فراهم آورند تا همگان با مهدویت آشنا شوند. البته باید آثاری که اینگونه مجموعهها فراهم میآورند، در حوزههای دیداری و شنیداری باشد تا بیشتر اثر داشته باشد.
مجموعههای مهدوی، با هم هماهنگ باشند
امیدواریم بیش از این کار شود و مجموعههای مهدوی، بیشتر با هم هماهنگ باشند و از هم بهره ببرند، تا کودکان و نوجوانان ما بتوانند، به یاری این هماهنگی، با این موضوع ارزشمند آشنا شوند. اگر مجموعههای دینی و مهدوی، با زبان بچهها، برای بچهها، آثار هنری و ادبی خلق کنند، قطعاً آثار آن در این زمان و زمانهای دیگر ثبت میشود و بسیاری از کودکان و نوجوانان میتوانند بهره ببرند.
هنرمندان بسیاری داریم که به مهدویت علاقهمندند
باید در حوزه مهدویت به سمت تمرکززدایی پیش برویم. اگر چنین شود، قطعاً سودآور است. نباید تنها از یک دسته از نویسندگان بهره برد. از یاد نبریم که بسیاری هستند که علاقه دارند در این حوزه قلم بزنند و طراحی کنند و آثارشان را ارایه کنند، ولی فرصتی نمییابند و جایی را نمیشناسند تا حضور یابند. هنرمندان بسیاری داریم که به مهدویت علاقهمندند.
به بروز اجتماعی آثار مهدوی توجه کنیم
با دادن فراخوانها در حوزههای ادبی و هنری میتوان با بسیاری از علاقهمندان آشنا شد و از بسیاری از آنها کمک گرفت. اگر ملیکا و انتظار نوجوان، بیشتر به فراخوانها توجه داشته باشند و در شناسایی علاقهمندان و تربیت نسل کودک و نوجوان همت بگمارند، قطعاً میتوانند برای سالهای بعد از نویسندگان و پدیدآورندگانی که خود تربیت کردهاند، بهره ببرند. باید به بروز اجتماعی آثار مهدوی توجه کرد.
حتی میتوان از بچهها هم در نگارش مطالب استفاده کرد. دلیل نمیشود که همه نویسندگان این نشریهها، بزرگسالان باشند. گاهی بچهها به نکتههایی میرسند که ما آدمبزرگها از آنها بیخبریم. بچهای که کلاس پنجم ابتدایی بود، در کتاب کوچه فانوسها چنین چیزی نوشته بود: «بیدار شویم، قبل از اینکه طلوع شود». شما این عبارت را ببینید. چه قدر معانی در این عبارت ساده نهفته است. این بچه نمیخواهد بگوید بیدار شویم تا قبل از اینکه خورشید سر بزند، بلکه میخواهد بگوید، بیدار شویم، پیش از آنکه خورشید یگانه جهان، حضرت مهدی(عج) ظهور کند. این نکتهای است که در ذهن این بچهها شکل گرفته و چه بسا از این بچهها در کشورمان کم نیستند.
از کودک درونمان فاصله گرفته باشیم
بهتر است در ملیکا و انتظار نوجوان، فرصتی در اختیار بچهها گذاشته شود تا آنها چیزی بنویسند و خودشان را نشان دهند. بالاخره هر چه قدر هم نویسندگان ما توانا باشند، ولی چون از دوره کودکی و نوجوانی شان فاصله گرفتهاند، نمیتوانند آن حس را منتقل کنند و بستری برای ارتباط سازنده فراهم آورند، ولی وقتی بچهها برای هم مینویسند، فضا به شکل دیگری پدید میآید. بچهها، زبان کودکانهتری دارند و بهتر میتوانند با هم سن و سالهای خود ارتباط برقرار کنند. ما بزرگ سالان تلاش میکنیم به زبان بچهها بنویسیم، ولی بالاخره قبول کنیم که یک جاهایی میلنگیم و از کودک درونمان فاصله گرفته باشیم.
این جهان آشفته باید به سامان برسد
هنر ما این است که احساس نیاز به منجی را در جامعه پدید آوریم. بالاخره باید این جهان آشفته با آمدن منجیای، به سامان برسد. این احساس را هر کس به گونهای پدید میآورد. ما میتوانیم با زبان هنر و ادب، این حس را مطرح کنیم، به گونهای که اثرگذار باشد و برای لحظهای همگان را به فکر فرو ببرد.
ما باید منتظر باشیم
باید این احساس را پدید آوریم که ما باید منتظر باشیم، منتظر منجی. این کار راحتی هم نیست. یک کار تربیتی و فرهنگی است که هنرمندانه باید شکل بگیرد و به استمرار آن نیز باید توجه داشته باشیم. همه باید به این مورد توجه کنیم و با هم هماهنگ باشیم. یک نهاد به این موضوع بپردازد و نهادی دیگر غافل باشد، جواب نمیگیریم. باید به این احساس نیاز به منجی، به شکل یک هدف مشترک فکر کنیم.