در شعر عاشورایی از منجی عالم یاد کنیم
حسین نامدار
همواره شاعران متعهد به آموزه های دینی نظر داشته و در این زمینه بسیار کوشیده اند. حماسه عاشورا، یکی از دغدغه ها و دل مشغولی های آنان بوده و هست و تلاش کرده اند، در این زمینه شعر بسرایند و دیدگاه هایشان را بیان کنند تا شاعران جوان با ظرایف شعرسرایی آیینی آشنا شوند. عباس براتی پور، احمد نداف و عباس کلهر، جزو شاعرانی هستند که در این زمینه نظراتشان را مطرح کرده اند.
احمدرضا نداف
نیاز شعر عاشورایی به نوآوری
همه چیز نیاز به نوآوری دارد. شعر عاشورایی نیز از این مسئله مستثنی نیست و باید نوآوری خاصی در این حوزه ایجاد شود. به اعتقاد من بسیاری از کسانی که در حوزه شعر به ویژه شعر عاشورایی کار می کنند با سبک و سیاق شعر گفتن در قالب های خاص آشنا نیستند.
بسیاری فکر می کنند چون شعر عاشورایی حالت حماسی و عاطفی دارد و به نوعی شعر گفتن در این حوزه را راحت می پندارند، به سبک درست آن توجه نمی کنند و همین مسئله باعث شده روی این گونه شعرها اثر منفی بگذارد.
شعر عاشورایی باید دارای محتوای غنی و قوی باشد، زیرا اصل کار کردن در عرصه شعر عاشورایی ارائه هدف اصلی قیام امام حسین(ع) است که باید شعرها هم دارای محتوای غنی باشند.
شعرای ما باید باور کنند که شعر نیازمند یک قالب دقیق است که در یک فرایند فنی خلق می شود و نباید بدون رعایت الگوهای فنی این کار اقدام به سرودن شعر کنند.
شاعران و هنرمندان می توانند بررسی کنند که چه قالب های هنری و ادبی ای می تواند در حوزه ادبیات عاشورا تاثیرگذار باشد.
گاهی اوقات شعر نو عاشورا یا یک نثر ساده عاشورایی می تواند پیام و اثرگذاری و گیرایی بسیار بیشتری از یک قصیده بلند داشته باشد.
انسان امروز ذائقه جدید و خاص خود را دارد و باید برای مردم امروز به زبان خودشان شعر گفت. مهم این است که یک شاعر بتواند با مخاطب شناسی درست نسبت به انتقال مفاهیم مورد نظر خود در مورد عاشورا به درستی عمل کند.
عباس براتی پور
توجه به مسئله زیبایی شناسی در شعر عاشورا
شعر عاشورایی ستم هایی را که بر امام حسین (ع) و یاران وفادارش رفته است، به خوبی بیان کرده است.
اغراق در شعر امری پسندیده است، ولی هنگامی که شعر برای اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می گوییم، نباید از اغراق سود بجوییم.
اهل بیت (ع) نیز راضی نیستند شاعران برای بیان فضایل آنان رو به اغراق آورند و این فضایل الهی را به شکلی ناپسند بیان کنند.
مطالعه تاریخ اسلام و سیره اهل بیت (ع) به شاعران آیینی کمک می کند، تا اشعارشان بر اساس رویداد های تاریخی و با استناد به تاریخ سروده شود.
مسئله زیبایی شناسی در شعر عاشورا مسئله ای مهم است. زیبایی شناسی در شعر عاشورایی همواره مورد توجه شاعران عاشورایی بوده است و توجه هر چه بیش تر به این مقوله سبب رشد و ارتقای شعر عاشورایی می شود.
باید شاعران تمام توان خود را صرف مقابله با آسیب هایی بکنند که موجب وهن شعر عاشورایی و اهل بیت (ع) می شود.
عباس کلهر
در شعر عاشورایی از منجی عالم یاد کنیم
اگر ادبیات کهن خود را بررسی کنیم، متوجه نکته جالبی میشویم و آن نکته ارزنده و ارزشمند این است که حتی شاعرانی که نسبت شیعی ندارند، برای عاشورا و امام حسین (ع) شعر سرودهاند.
برای نمونه مولانا که شافعی مذهب است، در این باره شعر سروده است. در مثنوی معنوی و غزلیات شمس نیز مضمون عاشورا، از جمله مضمونهایی است که به آن توجه شده است.
باطن حادثه عاشورا، عرفانی و عاشقانه است و به اوج رسیدن عشق و ایثار را به تصویر میکشد که یکی از مضمونهای اصلی ادبیات ماست.
عشق در واقعه عاشورا، در جنبههای گوناگونی به اوج میرسد. برای نمونه عمان سامانی در شعر خود، واقعه عاشورا را از این جهت بررسی کرده و ابیات درخشانی آفریده است.
پس از انقلاب، به دلیل سیاستگذاریهایی که در این زمینه به ویژه در حوزه شعر انجام شده، رشد قابل توجهی را در آفرینش شعر عاشورایی و آیینی دیدیم، ولی شاید بتوان گفت انگشتشمار آثاری خلق شدهاند که از نظر کیفی نیز برتر و قابل توجه بودهاند.
از جمله آثار موفقی که پس از انقلاب در این زمینه آفریده شد، «خط خون»، اثر ارزشمند آقای موسوی گرمارودی بود که البته ریشه آن نیز به پیش از انقلاب و جریان انقلاب باز میگردد.
شاعران جوان در حال تجربهاندوزی هستند و نمیتوان گفت در حوزه شعر عاشورا، شعر فرهیختهای ارائه کردهاند. اگر این شاعران از نظر درونمایه نیز به پختگی لازم برسند، میتوان ادعا کرد که شعرهای عاشورایی پس از انقلاب پرمایه و نیرومند است.
متأسفانه در شعرهای عاشورایی از فرزند امام حسین (ع) و منجی عالم (عج) یاد نمیشود. البته بسیاری مورد دیگر نیز وجود دارد که باید به آنها نیز اشاره شود، ولی تا به حال به آنها پرداخته نشده است.
دلیل این امر نیز بیتوجهی شاعران به درونمایه شعرهای عاشورایی است. آنچه امروزه ضروری به نظر میرسد، توجه به درونمایه است و این سخن بسیاری از بزرگواران است که شاعران باید کمتر به و تنوع صورت توجه کنند و بیشتر باید به مضمون و درونمایه بپردازند. البته باید شعرهای عاشورایی، دارای سند تاریخی نیز باشند.
شاعران جوان بیشتر به تخیل یا عاطفه در شعرهای عاشورایی توجه میکنند و کمتر به اندیشه عنایت دارند. وقتی چنین نگاهی باشد، پیام و محتوای اصلی در حاشیه قرار میگیرد. وقتی پیام و معنای عاشورا در حاشیه قرار گیرد، در وضعیتی قرار میگیریم که امروزه با آن روبهرو شدهایم.
شاعران امروز به مستندات تاریخی و دینی اشاره نمیکنند. وظیفه شعر عاشورایی انتقال فرهنگ عاشوراست و باید شعر قالبی باشد برای انتقال آن فرهنگ. یکی از مفاهیم بلند، فرهنگ انتظار است که متأسفانه از دل فرهنگ عاشورا بیرون نمیآید.
وقتی فضای فکری محدود باشد، برآیند و نتیجه آن فضای شعر امروز خواهد بود. به همین دلیل است که شاعران جوان ما که درباره ائمه شعر میسرایند، به مضمونهای تکراری می پردازد. این مضمونها نیز برگرفته از تصویری است که شاعری بزرگ خلق کرده و مدام شاعران دیگر آن را بازآفرینی میکنند.
یکی از آفتهای مهمی که در این زمینه وجود دارد، این است که اگر به نام برخی شعرها توجه نکنیم، میبینیم شعر فضای رمانتیک و عاطفی دارد که میتوان این شعر را به نزدیکترین دوست نیز تقدیم کرد، بدون اینکه آب از آب تکان بخورد. در واقع این مضمونها طوری آفریده شدهاند که نمیتوان پیوند آن را با واقعه تاریخی تشخیص داد. این آسیب نیز باید به وسیله بزرگان شعر با فرهنگسازی لازم از بین برود و خلاقیت در شعر پدید آید.