12

 
روز    ماه    سال    

:: داستان ::

اتفاقی در حال شکل گرفتن بود

2 اسفند 1388 ساعت 12:04

الهام محصل

اتفاقی در حال شکل گرفتن بود

آن روزها اتفاقی در حال افتادن بود و من نظاره گر این اتفاق بودم و حالا اگر مرا این جا می بینی به خاطر این است که روزگاری در مقابل آن اتفاق ایستاده بودم.

:: داستانک های عاشورایی ::

آن طرف خیابان

20 دي 1388 ساعت 11:22

رضا احسان پور

آن طرف خیابان

موبایل پیرمرد زنگ خورد و مشغول صحبت شد. پسر جوان آرام از مجلس بیرون آمد. گوشی ام پی تری پلیر را در گوشش گذاشت. صدای مداحی را زیاد کرد و با چشمی گریان وارد کلیسای آنطرف خیابان ...

:: داستان ::

من چی بگــم؟

3 دي 1388 ساعت 10:39

رضا احسان پور

من چی بگــم؟

دل توی دلم نبود که شب بشه. اون شب اولین باری بود که قرار بود مجری باشم؛ مجری شب اول روضه‌ محرم، با حدود هزار و 500 نفر عزادار.

:: داستان مهدوی::

فرار از باد

5 آذر 1388 ساعت 10:33

الهام محصل

فرار از باد

زمانی که فرود آمدی، نمی دانستی که باید چندین سال در انتظار بمانی تا آن زن که هر روز صبح چادرش را کنار در خانه می گذاشت، در این اتاق را باز کند؟

:: یکی از داستان های برگزیده انتظار نوجوان::

روزهای بارانی

18 آبان 1388 ساعت 23:23

مظفر سالاری

روزهای بارانی

دست ها را روی دسته صندلی چرخ دارش ستون کرد و با تکیه بر دیوار، کنار پنجره ایستاد. بچه ها باز مثل هر سال، دور هم جمع شده بودند. صدای آن ها را از توی حیاط شنیده بود.

داستان مهدوی برگزیده جشنواره آینده روشن

نَفَسِ بلند

3 آبان 1388 ساعت 14:27

علي‌اصغر عزتي پاك

نَفَسِ بلند

با فتوكپي يك نامه‌ دو خطي شروع شد. دست خط كودكانه بود و خيلي ريز. به نظر مي‌آمد نويسنده تلاش كرده خطش، مثل خط كتاب، چاپي باشد. نامه، پاكت سفيد تميزي داشت و از زير در تو ...

داستان برگزیده جشنواره آینده روشن

یک مأموریت با تأخیر

2 آبان 1388 ساعت 13:22

ابوذر هدایتی

یک مأموریت با تأخیر

صدای زنگ تلفن که در اتاقم پیچید، خیلی خوش حال شدم. می دانستم سردبیر می خواهد، خبر مأموریتم را بدهد.

::داستان مهدوی::

نامه

17 مهر 1388 ساعت 11:10

همایون جامی

نامه

مرد سر تکان داد و زیرچشمی به زن نگاه کرد و پلک‌هایش را گذاشت روی هم و فشار داد. زن چادرش را زد زیر بغلش و وقتی نشست روی تکه سنگی، چشم‌های بسته مرد را دید.

:: داستان ::

پای پیاده می روی

21 مرداد 1388 ساعت 1:45

الهام محصل

پای پیاده می روی

مانند تو می گذرند، اما انگار تو را نمی بینند. با طمانینه قدم می زنند. مردهای لاغر اندام که دستان زنانشان را در دست گرفته اند و انگار که از مسافرت هایشان یا از خرید و مهمانی ...

:: داستان مهدوی::

آن ارتباط با خداها

6 مرداد 1388 ساعت 16:10

معصومه سادات میرغنی

آن ارتباط با خداها

زن، «ارتباط با خدا» را کنار آن چندتای دیگر در کیفش گذاشت و زیپ آن را بست. پسر چیزی نگفت و به فکر فرو رفت. زن آهسته قدم برداشت و از پسر دور شد. پسر به گنبد فیروه ای مسجد نگاه ...

:: داستـــان ::

آن زن

1 تير 1388 ساعت 21:59

معصومه ‌سادات میرغنی

آن زن

گوشه اتاق نشسته‌ام. تمام استخوان‌هایم درد گرفته. چند ساعتی است که باد شدیدی می‌وزد. در و پنجره‌ها را بسته‌ام اما باز تمام تنم درد می‌کند و سوز سرما آزارم می‌دهد. عصر ...

داستان

جشن

1 تير 1388 ساعت 21:47

ریحانه بیانی

جشن

بالاخره رفتند. تحمل این طرف و آن طرف رفتن های مامان برای آماده شدن و غرغرهای بابا که زود باش، دیگر واقعاً داشت سخت می شد. حالا این سکوت شیرین مثل نسیم نوازشگری وزیدن گرفته....

داستان در انتظار

16 ارديبهشت 1388 ساعت 22:46

علي محمدپور

داستان در انتظار

برگزاري بيست و دومين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران بهانه‌اي شد تا به آثار ادبي خلق شده با موضوع مهدويت سری بزنيم، شايد راز اين پرسش آشکار شود كه چرا داستان نويسان به ...

داستان

یک قول، یک کتاب

16 ارديبهشت 1388 ساعت 15:48

معصومه سادات میر غنی

یک قول، یک کتاب

چند روزی می شد که آزاد شده بود، اما هنوز صدای آه و ناله هایش که با طنین شلاق قاتی شده بود، در گوشش می پیچید.

::داستان مهدوی::

نــوبـت

2 فروردين 1388 ساعت 13:10

زینب جعفری

نــوبـت

حاج عباس شالچی در حالیکه دست در جیب اش می برد، گفت: سید کریم! پس من خیالم راحت باشد؟ سید که عبایش را محکم به خود پیچیده بود و تند تند چکش بر میخ می کوبید، گفت: بله آقاجان! ...

:: داستان مهدوی ::

کسی که آمدنی است!

15 اسفند 1387 ساعت 14:39

سید مهدی شجاعی

کسی که آمدنی است!

داستان «کسی که آمدنی است» سید مهدی شجاعی از کتاب «گزیده ادبیات معاصر» انتخاب شده است. نویسنده ای که حضور در عرصه ادبیات و هنر دینی، جزو جدایی ناپذیر زندگی ادبی اش به شمار ...

داستان عاشورایی

هنوز نوبت امام نرسیده است

15 بهمن 1387 ساعت 18:26

مرحوم قیصر امین پور

هنوز نوبت امام نرسیده است

داستان کوتاه «شبیه، شبیه، شبیه» در میان اندک داستان های امین پور در خور توجه است، چرا که امتیاز مهم آن، ظرفیتی است که نویسنده در تلفیق داستانی امروزی با وقایع عاشورا ...

داستان

آواز خروس

16 دي 1387 ساعت 9:30

نویسنده: ابراهیم اکبری

آواز خروس

چند دقیقه همین جوری تو فکر بودم. داشت بدنم گرم می شد. داشت یواش یواش خوابم می‌گرفت. گفتم بلند شوم تلویزیون را خاموش کنم. بلند شدم. رفتم. هندوها دسته جمعی داشتند دعا می‌خواندند....

داستان

روییدن عشق

2 دي 1387 ساعت 18:51

نویسنده: مرجان رزمی

روییدن عشق

آرام از کنار مردی که به دیوار داروخانه تکیه داده بود رد شد تا به آخر سالن رسید. پول را از لای کیفش بیرون کشید و روی پیش‌خان گذاشت و دوباره با همان آرامش از کنار مرد رد شد ...

نقد داستان انوار نوشته علی مؤذنی

دنیای معنوی

16 آذر 1387 ساعت 16:30

ابراهیم اکبری دیزگاه

دنیای معنوی

اثر هنری عالمی است، که به مخاطب، پیشنهاد حضور در آن از طرف خود اثر یا صاحب اثر داده می شود. این عالم یعنی جدایی لحظاتی از موقعیت فعلی و توجه و ورود به عالم هنری است. در واقع ...

12